محاصره طولانی نظامی؛ این حربه در طول قرون متمادی تاریخ یکی از پرکاربردترین شیوههای نظامی در تقابل میان گروهها و تمدنهای متعارض در رویاروییهای مهم بوده. تجربههای جدی تاریخی، اما نشان میدهد محاصره، برخلاف تصور اولیه همیشه ابزار پیروزی نیست و چه بسا گاه به آزمونی بدل میشود که قوای محاصرهکننده را تحلیل میبرد!
نمونه برجسته این الگو در صدر اسلام، جنگ بزرگ احزاب است؛ واقعهای که بیش از آنکه یک نبرد نظامی باشد، یک رویارویی روانی و تمدنی محسوب میشد. در سال پنجم هجری، ائتلافی گسترده از قبایل عرب، از یهودیان تا قریشیها، با هدف پایان دادن به موجودیت جامعه نوپای مسلمانان، مدینه را در محاصره نظامی گرفتند. مشرکین برتری عددی داشتند و تصور میکردند زمان به سودشان کار خواهد کرد، اما ابتکار دفاعی، صبر اجتماعی و فرسایش تدریجی روحیه مشرکان مهاجم، معادله را تغییر داد. خندق فراتر از مانعی فیزیکی، به مثابه مرزی روانی عمل کرد؛ ارتشی که با تمام سازوبرگ برای پیروزی سریع آمدهبود، ناگهان گرفتار انتظار، سرما، اختلافنظرهای درونگروهی و بحران تدارکات شد. منابع تاریخی نشان میدهند شکست این محاصره نقطهای بود که ابتکار عمل راهبردی از دشمنان گرفته شد، سالهای پس از آن حاکمیت، مستقر شد و مشرکان دریافتند فشار طولانی الزاماً به فروپاشی طرف مقابل نمیانجامد، بلکه گاه ثبات و انسجام او را تقویت میکند.
این الگو محدود به تاریخ اسلام نیست. در تاریخ اروپا نیز نمونههای روشنی وجود دارد که نشان میدهد محاصرههای طولانی الزاماً به پیروزی مهاجم منتهی نشدهاند. در قرن هفدهم امپراتوری عثمانی با تصور سقوط سریع پایتخت هابسبورگها، وین را در حلقهای فشرده قرار داد، اما طولانی شدن محاصره موجب فرسایش تدارکات، خستگی نیروها و شکلگیری ائتلافی از قدرتهای اروپایی شد که در نهایت مهاجمان را وادار به عقبنشینی کرد. ۱۵۰ سال بعد، در محاصره دوم وین توسط ارتش عثمانی به رهبری مصطفی پاشا، محاصره دوماهه وین منجر به شکست روم نشد و تحمیل شکست به عثمانی باعث در هم شکستن سلطه طولانی مدت عثمانی به آن بخش از اروپا در قرنهای بعد شد. چند قرن پیشتر نیز در محاصره قسطنطنیه، سپاه محاصرهکننده پس از ماهها فشار، نه با شکست نظامی مستقیم، بلکه بر اثر زمستان سخت، بیماری، کمبود آذوقه و مقاومت سازمانیافته شهر ناچار به ترک محاصره شد. این تجربههای تاریخی نشان میدهد که در بسیاری موارد، زمان و فرسایش به عاملی تبدیل میشود که معادله قدرت را وارونه میکند و محاصره را از ابزار تسلط به زمینه عقبنشینی بدل میسازد.
فلسفه مشترک این تجربهها روشن است؛ محاصره زمانی موفق است که زمان کاملاً در اختیار مهاجم باشد؛ همیشه، اما اینطور نیست. طولانی شدن بحران، متغیرهای تازهای میآفریند؛ تغییر افکار عمومی، فرسایش اقتصادی و انسانی، اختلاف در ائتلافهای داخلی و افزایش هزینههای پیشبینی نشدهاست.
در چنین چارچوبی، وضعیت امروز خاورمیانه نیز ناخواسته یادآور همین الگوهای تاریخی است. گزارشهای خبری اخیر از افزایش قابلتوجه حضور نظامی امریکا در پیرامون ایران حکایت دارند؛ از استقرار ناوهای متعدد و گروههای رزمی هواپیمابر گرفته تا انتقال گسترده تجهیزات و نیروهای نظامی در منطقه. همزمان، هشدارهای سیاسی درباره احتمال اقدام نظامی و افزایش پروازهای نظارتی و تحرکات دریایی نشان میدهد فضای منطقه بیش از هر زمان دیگر به یک «محاصره راهبردی» شباهت یافتهاست.
تاریخ دقیق در همین نقطه یادآور تجربههای خود میشود. محاصرههای طولانی معمولاً با فرض فروپاشی سریع طرف مقابل آغاز میشوند، حال آنکه استمرار فشار، اغلب باعث سازگاری، بازآرایی و حتی انسجام بیشتر جامعه هدف میشود. همانگونه که در جنگ احزاب، طولانیشدن انتظار، اتحاد مهاجمان را از درون تهی کرد، در جهان مدرن نیز فشار ممتد نظامی و سیاسی میتواند به فرسایش سیاسی، اقتصادی و روانی طرف اعمالکننده فشار بینجامد؛ زیرا نگهداشتن دائمی سطح بالای آمادهباش نظامی، هزینهای است که با گذر زمان تصاعدی میشود. گزارشهای خبری، از جمله آنچه روزنامه امریکایی وال استریت ژورنال منتشر کردهاست، حاکی از آن است که طولانی شدن مأموریت دریایی ملوانان و خدمه ناوهای امریکایی باعث فشارهای روانی، خستگی شدید و افسردگی ناونشینهای امریکایی و اعتراض خانوادههایشان شدهاست. آنها که از خردادماه امسال در مأموریت دریایی به سر میبرند از تمدید مکرر مأموریت خود ناراضی بوده و علاوه بر مشکلات روحی با فرسودگی تجهیزات و از جمله مشکلات در سامانه فاضلابی ناو مواجه شدهاند. حالا سرنوشت دقیق آنها مشخص نیست و همچنان بلاتکلیف در بر سطح دریا شناورند.
معارف اسلامی و فرمایشات گهربار معصومین و خصوصاً حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز بر تأثیر شکیبایی و صبر در پیروزی تأکید دارد. حضرت امیر در فرمایشی دقیق و راهبردی فرمودند «مَن رَکِبَ مَرکَبَ الصَّبرِ اهتَدى إلى مِضمارِ النَّصرِ» هر که بر مرکب شکیبایى نشیند، به خط پایان پیروزى رسد. در نهایت تاریخ بارها نشان دادهاست که محاصرههای طولانی بیش از آنکه سرنوشت محاصرهشدگان را تحتتأثیر قرار دهد، بر روحیه و روان و توانایی استقامت محاصرهکنندگان مؤثر است. از مدینه قرن پنجم تا قسطنطنیه و وین و خلیج فارس، زمان اغلب به عاملی تبدیل شده که موازنه قدرت را به آرامی تغییر دادهاست. حالا صبر راهبردی، استقامت روحی و توکل بر قوای الهی سرنوشت این هیاهوی روانی را تعیین خواهد کرد!